أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
738
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 19 ) . هو الكامالى المذاب يجعل لزوقا للجرح ، در فرهنگهاى لسان العرب ، VII ، 412 و تاج العروس ، V ، 230 : علك الانباط : هر الكامان المذاب يجعل لزوقا للجرح ، اما واژهء « كامان » توضيح داده نشده است ؛ قس . Lane ، 3003 . ( 20 ) . جروك ( ؟ ) . ( 21 ) . اجناس الحجل . ( 22 ) . قس . شمارهء 156 ، يادداشت 28 . 725 . علّيق 1 صهاربخت : بايد از كركهاى پنبهمانند موجود در ميوههايش پرهيز كرد ، زيرا ناى را تحريك مىكند . ابو معاذ : كيهه 2 به فارسى . . . 3 در نسخهاى از جالينوس [ گفته شده است ] : رامنوس 4 همان عليق خاردار با برگهاى نرم است . در نسخهاى ديگر : اوريباسيوس [ آن را ] باطوس 5 [ مىنامد ] و اين عليق است . ابو الخير در تصحيح [ متن ] پولس [ مىگويد ] كه اين « عوسج » است . ميوههاى عليق * گستر از توت است و از آنها شيرهاى غليظ همانند شيرهء غليظ توت به دست مىآورند 6 . فايدهء [ شيرهء غليظ ] آن در درد گلو بيشتر از فايدهء شيرهء غليظ توت است و مىتواند جانشين شيرهء غليظ گردو 7 شود . الحاوى : نزد ديسقوريدس « باطوس » است اما در ترجمه [ گفته شده ] بود كه اين « عليق » است و عليق همان « عوسج » 8 است . در بست ، كنار رودخانهها ، گياهى با خارهاى خميده شبيه عوسج و به بزرگى گل سرخ مىرويد ، ميوههايى مىدهد كه با [ ميوههاى ] توت تفاوت ندارد و به زبان آنها 9 زيراشك 10 ناميده مىشود . در المقالة الرابعه [ ديسقوريدس گفته مىشود ] كه اين گياهى گس و خشككننده است 11 . جالينوس 12 تخم گلكلم 13 و ريشهء عليق را در يكجا ذكر مىكند . نيقولاوس : درختانى وجود دارند كه به نوع خود پيوند مىشوند و با اين كار بهتر مىشوند مانند انجير به انجير و تاك به تاك و [ درختانى ] وجود دارند كه به نوع ديگر پيوند مىشوند مانند سيب به گلابى ، قيسوم به دلب ، بطم به زيتون و عليق به بسيارى [ ديگر ] گياهان .